علي بن حسين انصارى شيرازى
221
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
چيست صاحب جامع گفته كه آن مطلقا جزم است و صفت يبروج دريا گفته شود صاحب مخزن الادويه در ماهيت سراج القطرب مىنويسد : گياهى است كه تر و تازه آن در شب مىدرخشد و اين اسم مشتق از دو معنى است يكى سراج كه به فارسى چراغ مانند و دوم قطرب كه كرم كوچكى است بعضى پرنده و بعضى غير پرنده كه در شب مىدرخشد و به فارسى كرم شبتاب و بهندى بهكه جوكتى نامند و همچنين اسم دوائى است كه بيونانى افينوس نامند بمعنى حدقى و نيز نباتى ديگر كه آن را بيونانى خسيس نامند و بعضى بر خيلى جبلى كه گل آن آسمان جونى است و بر گياه ديگر كه آن را بيونانى لوسيماخيوس نامند و بر گياهى نيز كه آن را بلغت مغربى بخيله نامند و در ميان گياه كتان بهم مىرسد و گل آن سرخ و بيخش به قدر گردكان است و همچنين بر بيروج نيز اطلاق كردهاند سرو در طبع وى حدتى بود و حراقتى و مرارتى و عغوضتى و حرارتى و طبيعت وى معتدل بود در گرمى و خشك بود در دوم و گويند سرد است ورق وى قابض و محلل بود و خون را قطع كند و چون بكوبند و با سركه بياميزند موى را سياه كند و چون ضماد كنند تنها يا با سويق جو بر حمره و نمله و ورمهاى گرم كه در چشم باشد نافع بود و چون با موم و زيت شيرين بياميزند و بر مقعد نهند مقوى وى بود و طبيخ وى با سركه درد دندان را نافع بود و خاكستر وى چون بر سوختگى آتش افشانند و مجموع ريشهاى تر نافع بود و ورق جوز وى چون دود كنند پشه بگريزد و ورق وى بر فتق ضماد كردن سود دهد و جوز وى در جيم گفته شود و علك وى در عين گفته شود و بدل آن نيم وزن آن پوست انار است و به وزن آن انزروت سرخ لاتين CYPRESSUS SEMPERVIRENS فرانسه CYPRES COMMUN انگليسى EVERGREENE CYRE TREE سرو جبلى عرعر بود و در عين گفته شود سُرنج اسرنج گويند و آن اسفيداج سوخته بود و قوت وى نزديك است به شادنه بلكه بقوتتر از وى بود و طبيعت آن سرد و خشك و قابض بود و چون با پيه يا به آب لسان الحمل حقنه كنند قرحهء امعا را سود دهد و اگر با زيت بپزند تا چون مرهم شود گوشت در جراحتها بروياند و پاك گرداند از گوشت مرده و خون بازدارد و در مرهم جهت سوختگى آتش نافع بود در مخزن الادويه تحت عنوان اسرنج مىنويسد : اسرنج و سرنج بهندى سيندور گويند و آن چيزى است مصنوع از قلعى و سفيداب سوخته شبيه به شنجرف اندك سوده و كمرنگتر از آن يعنى سرخ شكفته اندك مايل بزردى . . . فرانسه OXYDE DE PLOMB ROUGE انگليسى RED LEAD سيساليوس سسالى گويند و ساساليوس هم خوانند و آن طرزيلون نيز گويند و كاشم رومى نيز نامند و مانند انجدان بود و آن انجدان رومى است ليكن درازتر از انجدان بود اندكى و بغايت سفيد بود و بهترين آن آنچه رومى است بود كه ورق آن كوچك بود و بيخ آن خوشبوى بود و صمغ آن حلتيت طيب بود و تخم آن را كاشم خوانند و سيساليوس هم گويند طبيعت آن گرم و خشك بود در دوم و محلل و ملطف بود و دردهاى اندرون ساكن كند و بلغم بسته بگدازد و گويند چون چهارپايان بياشامند نتايج آنها زياده شود و چون با شراب بياميزند منع ضرر سرما بكند در سفرها و درد پشت را سود دهد و مصروع را نافع بود و مستعمل از وى يك درم بود ضيق النفس و سعال مزمن را نافع بود خاصه تخم و بيخ وى چون بعسل سحق كنند معده را نيكو گرداند و مغص ريحى را نافع بود و سده بگشايد و زائيدن آسان كند همه حيوانات را و عسر البول و اختناق رحم و درد گرده و مثانه را نافع بود و رياح خاصره و حالبين را سود دهد و گويند وى خردل سفيد است و گويند انجدان طيب مثل آن و بسيار از وى مضعف جگر بود و مصلح آن عصاره زرشك بود صاحب مخزن الادويه تحت عنوان سيساليوس مىنويسد : بكسر سين لغت يونانى است به فارسى كاشم رومى نامند و شيخ الرئيس در مبحث استسقا گفته كه انجدان رومى است و آن را ساساليوس و سيسالى نيز نامند فى الجمله از ادويهايست كه در ماهيت آن اختلاف است اصح اقوال آنست كه نباتى است و چهار قسم مىباشد . . .